کره پس از جنگ

جنگ کره آغاز رسمی جنگ سرد است. شروع داغ ، که در ویتنام و افغانستان ادامه داشت. جنگ سرد ادامه داشت قلمرو ابرقدرت ها ، و زمین در اطراف آنها می سوخت.

جنگ کره به سه بخش تقسیم شده است:

1. جنگ بین کره ای ها (شمال مسلح اتحاد جماهیر شوروی ، جنوب ایالات متحده آمریکا).
2. ورود به جنگ سازمان ملل (به طور عمده نیروهای آمریکایی و بریتانیایی).
3. ورود به جنگ ارتش چین (با حمایت اتحاد جماهیر شوروی).

یعنی جنگ کره به جنگ چین علیه ایالات متحده تبدیل شد. اولین خیانت اتحاد جماهیر شوروی در همان جا انجام شد. پس از مرگ استالین ، حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی از حمایت از چین امتناع کرد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، ما به کره شمالی نیز خیانت خواهیم کرد.

خیانت به متحدان از عادت خیانت به خود ناشی می شود. اول خودت رو بده بعد دوستات رو خیانت خود از ناامیدی ناشی می شود. سپس از دست دادن ایده ها و جهت گیری در فضا. مشکل با نیروهای مخچه تو بايد به يه نفر ديگه اعتماد کني و این " کسی " همیشه دوست نیست.

مرگ استالین ، خیانت به چین و کنگره بیستم باعث انتقال چین تحت کنترل آمریکا کره شمالی خروشچف را به عنوان یک "تجدید نظر گر" شناسایی کرد و همچنین از اتحاد جماهیر شوروی جدا شد ، اما به یک مسیر مستقل پایبند بود (از ویتنام حمایت کرد علیه ایالات متحده ، اما جنگ علیه پول پوت را محکوم کرد). استقلال شمال کره در سیاست بین المللی به عنوان ایده "جوچه"تعریف شده است. بعد از پایان جنگ ، جناح های طرفدار شوروی و چین در حزب کره به اجرا درآمدند . کیم ایل سونگ به شدت آنها را تمیز کرد و شرایطی برای استقلال ایجاد کرد.

کیم ایل سونگ خروشچف را "تجدید نظر گر" و مائو را "مغامره گر"می دانست. شمال کره راه خودش رو رفته تا الان به سراغشون رفته کره شمالی همچنان یک دولت ایدئولوژیک موثر است. کوبا (یک صد ساله دیگر) تحت فشار روشنفکران خلاق در حال فروپاشی است.

مقاومت کره شمالی با کندی عمومی جهان چین مرتبط است, که بر اساس کنفوسیسم است. تغییرات به آرامی اتفاق می افتد ، اما برای مدت طولانی. بنابراین ، چین برای حل این مسئله با تایوان زمان زیادی می برد. ژاپن طول ميکشه وقتشه که مشکل شغل خودش رو حل کنه در کره جنوبی ، شمالی ها برای مدت طولانی مورد نفرت قرار خواهند گرفت زمان. درک تفاوت نگرش کره ای ها نسبت به یکدیگر مهم است. در جنوب ، این ایده غالب است که مردم شمال وحشی شده اند و دیگر مردم عادی نیستند. در شمال ، آنها معتقدند که جنوبي ها گروگان گرفته شده اند.

کره شمالی چندین عملیات چریکی با نفوذ در سراسر مرز. هر بار که با جنوبي هاي صلح طلب روبرو ميشدن ، که فعالانه از نظر ایدئولوژیک پردازش شده بنابراین ، مهم است که چه کسی در جنگ آینده برنده خواهد شد. مشخص نیست که چه شکلی خواهد بود ؟ اگر درگیری به صورت دیپلماتیک حل شود ، شمالي ها به مردم درجه دوم تبديل ميشن اگر جنوب از نظر نظامی پیروز شود ، نتیجه یکسان خواهد بود ، اما یک عنصر نسل کشی اضافه خواهد شد.

کره ای ها آدم های سخت گیر هستن ثبات موازی 38 شایستگی ایالات متحده است. هر زمان ، آمریکایی ها با خودداری به تحریکات کره شمالی پاسخ دادند. در در همان زمان ، جنوبی ها هر بار ایالات متحده را به خاطر صلح در شمال نفرین می کردند. اگر شکل داغ درگیری از سر گرفته می شود ، پس پیروزی شمال مهم است (آنها همچنان در نظر می گیرند همه کره ای ها به عنوان یک قوم مجرد).

کره شمالی ارتش انضباطی دارد. جامعه در یک سلسله مراتب روشن. یک تاخیر تکنولوژیکی وجود دارد ، اما مهم نیست. چین از برنامه هسته ای کره شمالی برای قرار دادن فشار بر آمریکا بدون مشکل دیپلماتیک ما به بررسی ادامه می دهیم حاشیهنشینان کرهشمالی ، هر چند ما خودمان در حال تبدیل شدن به حاشیهنشینان هستیم.

جنگ سرد دو نقطه داغ داشت:

1. نقطه ای در اروپا (دیوار برلین بین آلمان و آلمان شرقی).
2. نقطه ای در آسیا (موازی 38 بین جمهوری کره و کره شمالی).

هر دو نقطه به همان شیوه شکل گرفتند:

1. استالین ، روزولت و چرچیل به صورت شفاهی با هم موافقند.
2. سربازان در مرزهای توافق شده توقف می کنند و سیاستمداران به این نتیجه می رسند یک توافقنامه رسمی که جزئیات را مشخص می کند (توافقنامه پوتسدام در مورد آلمان و دستور عمومی شماره 1 برای ژاپن و کره).

این رویکرد بحران های حاد ایجاد می کند ، زیرا مرزها "زنده" هستند ، که است ، آنها به طور مصنوعی یک فضای فرهنگی متحد را تقسیم می کنند. بحران آلمان به صورت دیپلماتیک (تخریب دیوار برلین) حل شد. در همان زمان ، آلمانی ها از آلمان شرقی موفق شد "متفاوت" شود و در برخی از مکان ها شهروند درجه دوم باقی بماند. بنابراین ، موازی 38 تنها نقطه داغ جنگ سرد باقی ماند.

یک نقطه جدید در اروپا در حال حاضر بر اساس رویدادهای اوکراین تعیین شده است. نقطه داغ در آسیا پایدار است و منتظر حل آن است. کره یک گره است که نه تنها چین را با ژاپن بلکه فدراسیون روسیه را با ایالات متحده متصل می کند. ما در ابتدا بودیم و ما در تکمیل آن شرکت خواهیم کرد.

نقش ها در این درگیری به شرح زیر است::

1. چین کره شمالی را نجات داد و اکنون ستون اصلی باقی مانده است.
2. کره شمالی نظم و انضباط را حفظ می کند و آماده حمله است.
3. ایالات متحده کره جنوبی را نجات داد و اکنون ستون اصلی باقی مانده است.
4. کره جنوبی ها از نفرت می سوزند ، اما شخصیت را بالاتر از نظم قرار می دهند.
5. اتحاد جماهیر شوروی مسیر درگیری را تعیین کرد و از نظر فنی به چین کمک کرد.
6. روسیه خود را کنار گذاشته و از نظر فنی از چین عقب مانده است.

بنابراین ، شرکت کنندگان اصلی در رویدادهای آینده در کره کره شمالی هستند, چین و آمریکا کره جنوبی نمی تواند به تنهایی تصمیم بگیرد. سئول تبدیل شده است يه شهر بزرگ که ميليون ها کره اي به آسايش و از دست دادن عادت ميکنن نظم و انضباط همه این توده ها به ژاپن و فیلیپین پرواز خواهند کرد وقتی موشک ها و پوسته ها پرواز می کنند. کره جنوبی هنوز ارتش حرفه ای داره که تحت رهبری ایالات متحده عمل می کنند.

کره شمالی تمام راه را طی خواهد کرد و ممکن است چین را با خود بکشاند. به نحوی, ارتش کره شمالی بخشی از ارتش چین (و با انگیزه ترین) است. اما چین می تواند ارتش خود را رها کند. بی طرفی در جنگ کره به معنی بی طرفی در رابطه با تایوان و هر گوشه دیگری از جهان.

اگر چین تسلیم شود ، پس ویولن اصلی دوباره به ما می رود. بی طرفی ما راه خروج است ایالات متحده و ناتو به مرزهای فدراسیون روسیه ، با توانایی ارتش ما رو به دو جبهه پاره کنه یک جدی استدلال برای فشار هر نوع. میلیون - ارتش قوی کره شمالی یک مانع بین ما و ایالات متحده است. این نکته بسیار مهمی از روند تاریخی است. شاید مهمترین نقطه جنگ سرد و آینده ما ما باید درک کنیم که اگر چین باقی بماند چه کاری انجام خواهیم داد منفعل و تسلیم کره شمالی.

مرجع مختصر:
1. جنگ کره یک رویداد مهم جنگ سرد است.
2. دیوار برلین تخریب شده است و موازی 38 هنوز وجود دارد.
3. شرکت کنندگان در جنگ آینده شناخته شده اند.